برای دانلود روی لینک ها کلیک کنید
دانلود مداحی مرحوم سید جواد ذاکر
دانلود مداحی سید مجید بنی فاطمه
دانلود مداحی سید مهدی میر داماد
دانلود مداحی حاج محمد رضا طاهری
دانلود مداحی مهدی سلحشور -سید مهدی حسینی
برای دانلود روی لینک ها کلیک کنید
دانلود مداحی مرحوم سید جواد ذاکر
دانلود مداحی سید مجید بنی فاطمه
دانلود مداحی سید مهدی میر داماد
دانلود مداحی حاج محمد رضا طاهری
دانلود مداحی مهدی سلحشور -سید مهدی حسینی
* منبع : سایت بهداروند
اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهید ان علیاً ولی الله
خداوندا فقط میخواهم شهید شوم شهید در راه تو، خدایا مرا بپذیر و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزی شهادت میخواهم كه از همه چیز خبری هست الا شهادت، ولی خداوندا تو صاحب همه چیز و همه كس هستی و قادر توانایی، ای خداوند كریم و رحیم و بخشنده، تو كرمی كن، لطفی بفرما، مرا شهید راه خودت قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعی تویی و عشق شهادت بهترین راه برای دست یافتن به این عشق.
از چپ به راست:سردار شهید حاج سعید قهاری سعید،سردار شهید سعید مهتدی،سردار شهید حاج احمد کاظمی،سردار شهید حمید آذین پور،سردار شهید نبی الله شاهمرادی،سردار وجدان و آقای سرهنگ باقری.

سردار سرتیپ پاسدار سعید سلیمانی
تولد:1338-تهران
ورود به سپاه:1359
تحصیلات:كارشناس علوم سیاسی از دانشگاه تهران و كارشناسی ارشد علوم دفاعی
جانبازی:40 درصد
مدت حضور در جبهه:90 ماه
دوره های اموزشی:دافوس-فرماندهی تیپ
سردار سرتیپ پاسدار سعید مهتدی
تولد:1337-شهرستان ورامین
ورود به سپاه:1357
تحصیلات:لیسانس شیمی و فوق لیسانس مدریت دفاعی
جانبازی:40 درصد
مدت حضور در جبهه:طول مدت جنگ
سردار سرتیپ پاسدار نبی الله شاهمرای(حنیف)
تولد:1341-شهرستان چادگانورود به سپاه:1385
تحصیلات:كارشناسی علوم سیاسی
مدت حظور در جبهه:طول مدت جنگ
سردار سرتیپ پاسدار صفدر رشادی
تولد:1340-شهرستان ساوه
ورود به سپاه:1385
تحصیلات:فوق لیسانس مدیریت دولتی-كارشناسی ارشدمدریت امور دفاعی
مدت حظور در جبهه:34 ماه
سردار سرتیپ دوم پاسدار حمید اذین پور
تولد:1342-شاهین دژ
ورود به سپاه:از سال 1358 جهاد و از 1363 سپاه
تحصیلات:كارشناس علوم اجتماعی-كارشناسی ارشد مدیریت دفاعی-نفر اول دكترای مدیریت امور دفاعیدر سال 1381
جانبازی:شیمیایی
مدت حظور در جبهه:طول مدت جنگ
برادر پاسدار محسن اسدی
تولد:1352-تهران
ورود به سپاه:1357
تحصیلات:دیپلم
سردار سرتیپ پاسدار خلبان عباس كروندی
تولد:1337-شهرستان قم
ورود به سپاه:1357
تحصیلات:مدرك خلبانی كشوری و بین المللی
دوره های اموزشی:اموزشی هواپیمای فالكن -فوكر -بوئینگ 727 انتونوف -دوره ی چتر بازی و دافوس
لحظاتی با شهدای عرفه( فیلم 1 ) |
Play |
Download | |
لحظاتی با شهدای عرفه( فیلم 2 ) |
Play |
Download | |
لحظاتی با شهدای عرفه( فیلم 3 ) |
Play |
Download |
- سی

دو نفر از نزدیکترین دوستان من که با هم بزرگ شده بودیم، هم مدرسه ای بودیم، هم دانشگاهی بودیم، هم محل بودیم،هم هیئتی بودیم ، هم مسجدی بودیم و با ده پانزده نفرشان صیغه ی اخوت خوانده بودم، به شهادت رسیدند و بعضی هایشان در ثامن الائمه و خیلی ها در کربلای پنج و برخی در والفجر هشت رفتند!
والفجر هشت، مانند خورشید در عملیات های ما می درخشد؛ چه از نظر تاکتیکی و تکنیکی و چه راهبردی، در اون شرایط بهترین بود. خیلی عملیات بزرگی بود. من تقریباً شب عملیات خودم را به جبهه رساندم. از لشگر 27 تهران رفته بودم. شرایط عملیات خیلی سخت بود، ولی با این حال یکی از رفقایی را که الان قائم مقام خبرگزاری فارس است دیدم که با پای قطع شده آمده تا در عملیات شرکت کند. تقریباً از یک ساعت به غروب توانستیم خودمان را به یکی از گردان های لشکر برسانیم که فرمانده اش از رفقای ما بود و منتظر ما بودند. خودمان را رساندیم. داشت هوا تاریک می شد. فرمانده گفت اگر الان بخواهیم شما را در سازمان دهی ها قرار بدهیم، هر جا که بروید ممکن است شما را نشناسند و توی تاریکی به شما رگبار ببندند. فقط یک دسته ی ویژه هست که همین امروز صبح تشکیل شده و قرار است راه را باز بکند! خط شکن بود.
فرهنگ نیوز در تاریخ 19/8/88 اعلام کرد :
در این کتاب یهودیان به کشتن فرزندان رهبران غیر یهودی و حتی مردم بی گناه که بر اساس تعالیم صهیونیستی ، دشمن محسوب می شوند، تشویق شده اند.
اخیرا با انتشار کتابی کشتار غیر یهودیان به ویژه فلسطینیان را مباح دانسته اند.
به نقل از روزنامه معاریو، خاخام "اسحاق شابیرا" که مدرسه ای را برای آموزش تعالیم افراطی صهیونیسم در شهرک "یتسهار" در کرانه باختری اداره می کند به همراه خاخام "یوسی الیتسور" که مدرسه ای در "یشیفات" دارد، این کتاب را تالیف کرده اند.
کشتن هر غیر یهودی در هر جای جهان که خطری برای اسرائیل داشته باشد، جایز است.
این مدارس یکی از اصلی ترین مکان های اجتماع صهیونیست های تندرو در کرانه باختری به شمار می رود.
در این کتاب 230 صفحه ای که "عقیده پادشاه" نام دارد، فتواهای صادر شده است که بر اساس آن کشتار غیر یهودیان در هر زمان و شرایطی مجاز دانسته شده است.
این کتاب با قیمت 30 شیکل (8 دلار) با تیراژ بالا در سرزمین های اشغالی منتشر شده است تا افکار نژادپرستانه را در بین صهیونیست ها گسترش دهد.
در این کتاب یهودیان به کشتن فرزندان رهبران غیر یهودی و حتی مردم بی گناه که بر اساس تعالیم صهیونیستی ، دشمن محسوب می شوند، تشویق شده اند.
این دو خاخام تندروی صهیونیست اعلام کرده اند که کتاب خود را با استفاده از تعالیم تورات و دیگر کتب قدیمی یهودی تالیف کرده اند، در حالی که به نظر می رسد خود دخالت های فراوانی در آن داشته اند.
در یکی از مطالب این کتاب آمده است:
کشتن هر غیر یهودی در هر جای جهان که خطری برای اسرائیل داشته باشد، جایز است.
در این کتاب یهودیان به کشتن فرزندان رهبران غیر یهودی و حتی مردم بی گناه که بر اساس تعالیم صهیونیستی ، دشمن محسوب می شوند، تشویق شده اند.
در کتاب عقیده پادشاه همچنین با اشاره به مجاز بودن حملات تروریستی علیه فلسطینیان آمده است:
ریختن خون ملت کشور شرور به مجوز احتیاج ندارد و هر یهودی می تواند به آن اقدام کند.
| شبای جمعه که می شه ، دلا بهونه می گیره |
| هر کی میاد سر یه قبر، ازش نشونه می گیره |
| یکی سر قبر پدر ، یکی کنار مادرش |
| یکی کنار خواهر و یکی پیش برادرش |
اما یه مادر ، غمگین و ارام، می یاد کنار شهید گمنام
| یه جعیه خرما برای، فاتحه خونی میاره |
| اروم میاد می شینه باز ، سر روی سنگش میذاره |
| میگه تو جای بچمی گوش بده به حرفای من |
| از بس که اینجا اومدم درد اومده پاهای من .... |
این مداحی ، در مورد شهدای گمنام و انتظار مادرانشان است که توسط مداح اهل بیت مجتبی رمضانی ، سروده و خوانده شده است .
وقتی به ایران آمدم ، در انجمن فلسفه تدریس را شروع كردم و بعد با آیت الله مصباح آشنا شدم و به بنیاد باقرالعلوم (ع) در قم رفتم . بعد از مدتی هم با یك دختر ایرانی ازدواج كردم .
- به آمریكا هم مسافرت میكنید؟
- بله : هر سال میروم ، البته پدر و مادرم مسلمان نشدند ولی از این كه من مسلمان شدم خوشحال شدند چون گفتند كه بهتر از این است كه هیچ دینی نداشته باشی. ولی بعد انتظار داشتند كه كم كم دوباره كاتولیك شوم، ولی وقتی كه نشد آنها خیلی ناراحت شدند و بعد كه آمدم ایران هرهفته كه اینجا بودم حداقل یكی دونامه مینوشتم و میفرستادم برای آنها ، و بالاخره قبول كردند كه اسلام دین خوبی است و اینطور نیست كه فقط از دین كاتولیك كسی راه نجات پیدا كند. هم مادرم و هم پدرم كاتولیك بودند و مادرم هنوز هر هفته كلیسا میرود ولی هر دو دیدگاه منتقدانه داشتند و كلیسا را فقط یك وسیله میدانند. ولی من به آنها میگفتم كه بهترین راه برای اینكه نزدیكتر به خدا بشویم اسلام و تشیع است، ولی پدر به من میگفت: شما چرا مسلمان شدید و چه كسی شما را با اسلام آشنا كرد؟ بنده درباره اكبر با ایشان صحبت كردم.

از هر کدام مان صدایی بلند میشد: اصفهانی ناله میکرد، لره با یا حسین (علیهالسلام) گفتن سعی میکرد دردش را ساکت کند، بلوچه از شدت درد میلههای دو طرف تخت را گرفته بود و فشار میداد و شرشر عرق میریخت و من هم خجالت و رودربایستی را گذاشته بودم کنار و یک نفس نعره میکشیدم و ننهام را صدا میکردم!
فقط نفر آخر که یک رشتی بود، هم درد میکشید و هم میان آه و نالههایش کرکر میخندید . کمکم ماهایی که ناله میکردیم توجهمان به او جلب شد. حالا ما هفت نفر داشتیم او را نگاه میکردیم و او آخ و اوخ میکرد و بعد قهقهه میزد و میخندید. مجروح بغل دستیام که جفت پاهایش را گچ گرفته و سر و صورتش را باندپیچی کرده بودند، با لهجه اصفهانی و نگرانی گفت ببینم مگر بخش موجیها طبقه بالا نیست؟
شهید احمد قصیر در خانواده ای مذهبی، در یکی از روستاهای حومه لبنان به نام «دیر قانون النهر» چشم به جهان گشود. تا سه سالگی به همراه خانواده اش در عربستان و سپس لیبی و دوران نوجوانی و شروع جوانی را مجددآ در عربستان سپری نمود. هنوز هفت ماه از تجاوز اسرائیلی ها به جنوب لبنان نگذشته بود که به اتفاق خانواده راهی محل تولد خود شد.
وی از طریق یکی از دوستان خود به حزب الله لبنان معرفی و آمادگی خود را برای انجام یک عملیات استشهادی تاریخی و به یاد ماندنی اعلام نمود. عملیلاتی که در میان بهت و حیرت اسرائیلیها و خصوصآ قصاب معروف اسرائیلی «شارون» ، به وقوع پیوست و برگ زرینی از مجاهدت و دشمن ستیزی مسلمانان و مایه غرور و سربلندی حزب الله است.
بالاخره بار چهارم در حالی که باران به شدت می بارید ، استخاره خوب آمد و بامداد روز یازدهم نوامبر 1982 میلادی (21 آبان 1361 شمسی) شهید احمد قصیر به طرف مقر صهیونیستها حرکت كرد.
همان دوستی که احمد قصیر را برای عملیات استشهادی معرفی نموده بود ، مسئول جمع آوری مواد منفجره و آماده سازی خودروی سفید رنگ پژو 504 احمد قصیر شد. احمد در اولین مذاکرهای که در این خصوص با سران حزب الله از جمله سیدحسن نصرالله (دبیر کل حزب الله لبنان) داشت اعلام کرد كه تنها شرط او برای انجام این عملیات بزرگ این است که روز و ساعت عملیات را خودش تعیین کند. این شرط مورد قبول قرار گرفت و خودرو آماده شد. دوست احمد پس از آماده سازی خودرو به شهید قصیر گفت كه تصمیم سازمان عوض شده و میبایست من این عملیات را انجام دهم! شهید به شدت مخالفت می کند و ملکیت ماشین را بهانه قرار داده و با فتوای شرعی یکی از افراد سازمان ، اختیار ماشین به شهید احمد قصیر داده شد كه این معنای واقعی «فستبقو الخیرات» است.